خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۲۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هوس بار گر آزار دل افگار استنخورد غم دل انگار که با آن یار است
۲
شب وصلت سخن از صبر نگویم که کم استفتنه شوق چه گویم به تو چون بسیار است
۳
نکند عاشق تالانت ز غم روی تو خوابعندلیب از هوس گل همه شب بیدار است
۴
از توأم هر شرف و قدر که می باید هستقیمتی نیست مرا پیش تو این مقدار است
صفحهٔ ۱ از ۲