خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۲۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هیچ عقل خرده بین نقش دهانت در نیافتدر میان ما کی روز میانت در نیافت
۲
جادوی استاد چندانی که در خود باز جستچشم بندیهای چشم ناتوانت در نیافت
۳
رند صاحب ذوق هی میهای رنگین تر ز لعللذت لبهای شیرین تر ز جانت در نیافت
۴
در علاج درد ما زحمت چه میبینه طبیبچون مزاج عاشقان جان فشانت در نیافت
صفحهٔ ۱ از ۲