خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۳۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آنها که لب چون شکرستان نو پابندآن نقل همان در خور دندان نو پابند
۲
زیر قدمت خاک شده جان عزیزستهر گرد که بر گوشه دامان تو پابند
۳
از چشمه حیوان نئوان بافت همه عمرآن لطف که در چاه زنخدان پر پابند
۴
آنجا که به خط سبز کنی خوان ملاحتطاووس ملایک مگس خوان تو پابند
صفحهٔ ۱ از ۳