خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۳۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن بار که پیوسته به ما دل نگران بودمشغول به ما بود و ملول از دگران بود
۲
از ما برمید و دگرانش بر بودندآری مگرش مصلحت وقت در آن بود
۳
دیروز بر آن بود که بارم بنوازدامروز بر آن نیست که دیروز بر آن بود
۴
دوشش بگرفتم که برآرم بکنارشدیدم که سرش با من دلخسته گران بود
صفحهٔ ۱ از ۲