شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۳۰۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آهنین‌جانی مرا کز غصه تابی می‌دهدآهن از آتش چو بیرون کرد آبی می‌دهد
۲
همچنین جان‌های تشنه چون ز آتش مپرهندهر یکی را دور از کوثر شرابی می‌دهد
۳
آنکه داغش می‌نهم بر سینه خود نیز حیفرحمتی باشد گرم به هم عذابی می‌دهد
۴
گرچه می‌شده در دارالشفاء هر من طبیبحلقه‌ای چون می‌زنم بر در جوابی می‌دهد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth