خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۳۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز این دل غمدیده به دام تو در افتادبس مرغ همایون که به تیر نظر افتاد
۲
لطفی کن و تیری دگرم سوی دل اندازکان تیر نخستین که زدی بر جگر افتاد
۳
پرسیدن یاران کهن رسم قدیم استچونست که در عهد تو این رسم برافتاد
۴
معذور بود یارم اگر دیر بپرسیدکز کوی وفا خانه او دورتر افتاد
صفحهٔ ۱ از ۲