خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۳۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز تیر غمزه او بر دل ما کی رسداین نظر تا بر کی افتد این بلا تا کی رسد
۲
داوری جانها نها آن ابروان بر طاقهادست کوتاه من محروم آنجا کی رسد
۳
کرده اند آن لب طمع شاهان نه تنها چاکرانچون گدا بسیار شد ما را ز حلوا کی رسد
۴
ذره را صد پاره باید کرد وقت پایبوسچون گدا بسیار شد با ما ذره ذره خاک آن پا کی رسد
صفحهٔ ۱ از ۲