خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۳۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز گل دامن به دست عاشقان خود نهادغنچه لب بگشود و بلبل را به باغ آواز داد
۲
ابر درهای عدن پیش گل و سوسن کشیدباد درهای چمن بر روی گلبویان گشاد
۳
سرو ما بر کرد ناگه سر ز صحن بوستانپیش او هر جا درختی بود بر پا ایستاد
۴
گل حکایت کرد و سرو از نازکی و لطف بارآب گریان آمد و در پای این و آن فتاد
صفحهٔ ۱ از ۲