خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۳۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با سرود و آه و ناله میرود اشکم چو روددر پیش مستان محبت این بود رود و سرود
۲
عاشقان را در محافل ناله سازد سر بلندمطربان را در مجالت آبرو باشد ز رود
۳
با سرشکم دجله و جیحون دو بار آشناستاز دو رود دیده ما باد بر باران درود
۴
تا چرا نبغ تا خودو زره گردد سپرجنگها شد گاه ما را با زره گاهی بخود
صفحهٔ ۱ از ۲