شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۳۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
با عارض تو زلف دم از نقشه چین زندبر آب حد کیست که نقشی چنین زند
۲
باید چو ساعد توز سیمش به آستینهر کس که دست در تو چو آن آستین زند
۳
رضوان ز شوق آنکه چو طوبی کنی خرامجاروب راهت از مژه حور عین زند
۴
جان و دلم فدات بگو غمزه را که بازتیغی بر آن گمارد و نیری براین زند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth