شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۳۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
با غم عشق تو دل کیست که محرم باشدبا لب لعل تو جان چیست که همدم باشد
۲
هر کرا دولت سودای تو شد دامن گیرفارغ از محنت و آسوده دل از غم باشد
۳
نسبت روی تو چنان نتوان کرد به ماهکه به حسن از رخ زیبای تو پر کم باشد
۴
خنک آن جان که شد از آتش سودای نور گرمخرم آن دل که به غمهای تو خرم باشد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth