شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۳۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بی لبت در جگر تشنه لبان آب نماندبی سر زلف تو در رشنه جانه ناب نماند
۲
تا شمال رخت افتاد بخاطر ما رابه دو چشم نو که در دید: ما خواب نماند
۳
بر سر زلف تو بگذشت شبی باد وزانگرهی باز شد و رونق مهتاب نماند
۴
در چمن باد صبا بوی تو آورد ز شرمرنگ در روی گل و لاله سیراب نماند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth