خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۳۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جان را به غیر وصلت خوشدل نمی توان کردوز دل نشان مهر زابل نمی توان کرد
۲
در دل بگشت ما را زینسان قضای مبرمآری فضای مبرم باطل نمی توان کرد
۳
بر گیر بند و زنجیر از دست و پای مجنونکورا به هیچ بنده عاقل نمی توان کرد
۴
بسیار سعی کردم کاری نشد میسربدبخت را بکوشش مقبل نمی توان کرد
صفحهٔ ۱ از ۲