شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۳۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جان و لبش از صبح ازل همنفسانندغافل ز نفسهای چنین هیچ کسانند
۲
گره لب از بی سببی نیست بسی خالآنجا شکری هست که چندین مگسانند
۳
پروازگه کوی تو دارند تمناز آن روز که مرغ دل و جان هم قفسانند
۴
هر زاهد خشکی چه سزاوار بهشت استشایسته آتش شمر آنها که خسانند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth