شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۳۸۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چشم مستت گو شمال نرگس پر خواب دادطاق ابرویت شکست گوشه محراب داد
۲
گر جفا اینست کز زلف تو بر من میرودعاقبت پیش تو خواهم دامن او تاب داد
۳
گفته دادی بخواه از غمزه خونریز ماگوسفند کشتنی چون خواهد از قاب داد
۴
روشن است امشب شب ما گوئی آن مه پاره بازپاره ای از نور روی خویش با مهتاب داد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth