شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۳۸۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چنین که سوز فراقم ز سینه دود برآوردعجب مدار گرم ابر دیده سیل ببارد
۲
سیاه پوش از آن گشته است مردم چشممکه هر درنگ جگر گوشه به خاک سپارد
۳
وجود خاکی ما را بسوخت آتش هجرانگر آب دیده نباشد بکوی دوست که آرد
۴
تو آفتاب جهانی روا مدار که چشممدر انتظار تو شب تا سحر ستاره شمارد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth