شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۴۰۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل ز داروخانه دردت دوا دارد امیدشربت خاصی از آن دارالشفا دارد امید
۲
هر کسی دارد از آن حضرت تمنای عطامفلس عشق تو تشریف بلا دارد امید
۳
جان و دل تا ذوق آن جور و ستم دریافتنداین ستم دارد توقع آن جفا دارد امید
۴
کشته شمشیر غم یعنی شهید عشق رازندگی این بس که از تو خونبها دارد امید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth