شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۴۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوشینه خیالت همه شب مونس ما بودتا روز دو دست من و آن زلف دوتا بود
۲
مجلس خوش و دل جمع و مرتب همه اسبابازعیش به یاد تو چگویم که چها بود ت
۳
در کلبه ما محنت هر روزه شب دوششریف نفرمود ندانم که کجا بود
۴
من در عجب آن لحظه ز تشریف خیالتکان پایه نه در خورد من بی سرو پا بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth