خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۴۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دی خرامان برهی بار مرا پیش آمدفتنه آورد بمن روی بلا پیش آمد
۲
زلف مشکینش اگر داشت به عاشق سر جنگبا من آن روی بعد گونه صفا پیش آمد
۳
محتشم وار به هر سو که شد آن مه او راهم ره عاشق درویش گدا پیش آمد
۴
تحفة لایق معشوق چو در دست نداشتعاشق زار بزاری و دعا پیش آمد
صفحهٔ ۱ از ۲