خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۴۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز سوز جان من آن بیوفا چه غم دارداگر چراغ بمیرد صبا چه غم دارد
۲
کسی که بر نکند سر ز خواب چشمانشز آه و ناله شبهای ما چه غم دارد
۳
میان عیش و طرب پادشاه نعمت و نازبر آستان ز نیاز گدا چه غم دارد
۴
دگر مرا ز بلا دوستان مترسانیددلی که شد همه درد از بلا چه غم دارد
صفحهٔ ۱ از ۲