خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۴۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زلفت که بر سمن گرهی عنبرین زندتوقیع حسن بر ورق یاسمین زند
۲
مهریست نقش خاتم دولت که آفتابآنرا ز مهر عارضی نو بر زمین زند
۳
حیف است اگر به خاک سر کویت ای صنمرضوان دم از لطافت خلد برین زند
۴
صورتگری که نقش تو بیند غریب نیستگر خط نسخ در رخ خوبان چین زند
صفحهٔ ۱ از ۲