شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۴۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ساقی بیار باده که عید صیام شدآن به که بود مانع رندی تمام شد
۲
در ده قدح ز اول روزم که بعد ازینحاجت بدان نماند که گویند شام شد
۳
امروز هر که خدمت معشوق و می کندبختش کمینه چاکر و دولت غلام شد
۴
بس خرقه که بود به دکان میفروشتسبیح و جامه در گرو نقل و جام شد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth