خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۴۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سالها دل در هوایت بر سر هر کو دویداز صبا نشنید هوئی از تو و رنگی ندید
۲
بر سر هر مویم ار تیغ جفا رائد رقیبیک سر موی من از مهر تو نتواند برید
۳
میدهم جان در هوای لعل جانبخشت ولیکبا چنین قلبی سیه نتوان چنان گوهر خرید
۴
خاک آن باد فرح بخشم که از کویت وزدصید آن مرغ هماپونم که بر بامت پرید
صفحهٔ ۱ از ۲