خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۴۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سروسهی به بستان گر سالها برآیدبا قد دلربایان در حسن بر نیاید
۲
صوفی ز ما بیاموز آیین عشقبازیکز زاهد ریایی این کار کمتر آید
۳
آن زلف عنبرافشان پیوسته باد درهمکو از سیاهکاری سر در رخ تو ساید
۴
آن زلف عنبرافشان پیوسته باد درهمبادی و در تن ما جانی دگر فزاید
صفحهٔ ۱ از ۲