خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۴۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شب که در خلوتم آن شمع شکر لب باشدخواهم از بخت که روزم همگی شب باشد
۲
گه گه از حسرت آن لب که بوسم لب جامجامم از خون دل و دیده لبالب باشد
۳
گر شفا خواهد از آن لب دل بیمار مرنجهرزه گوید همه آن خسته که در تب باشد
۴
بر رخ از دود دل ماست مرکب خط بارگر نداند دگری جهل مرکب باشد
صفحهٔ ۱ از ۲