شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۴۵۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شبی کز آتش عشق تو جانم سوختن گیردچراغ دولتم آنشب ز سر افروختن گیرد
۲
چو زلفت بایدش عمر دراز و رشته زآن افزونگر این چاک گریبانها رفیقی دوختن گیرد
۳
از شادی بر جهم هر دم چو گندم بر سر تا بهگر آن خط دانة دلها چو مور اندوختن گیرد
۴
بلب بابد مگس بگرفت شیرینی فروشانراو لبهای تو در عشوه شکر بفروختن گیرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth