خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۴۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر دلم در زلف پنهان کردهای پیدا شودمشک غمازست و این دزدی از او رسوا شود
۲
ناحق افتادست زلفت در کف هر مدعیچون بدست ما بیفتد حق بدست ما شود
۳
ای صبا بر گوی امشب از زبان ما به شمعسوختی پروانه ها را باش تا فردا شود
۴
گرم شد بازار حسنه از آتش رخسار تووقت آن آمد که زلفت بر سر سودا شود
صفحهٔ ۱ از ۲