خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۴۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرفتار سر زلفت کجا در بند سر باشدزهی با بسته سودا که از سر باخبر باشد
۲
کسی کز قامت جانان به طوبی سر فرود آرددراز اندیشه خوانندش ولی کوته نظر باشد
۳
مرا سریست با مهرت که آن دیگر نخواهد شدکجا مشغول جانان را تمنای دگر باشد
۴
دل اهل نظر مشکن بر افشان زلف مشکین راتسلسل چون روا داری که در دور قمر باشد
صفحهٔ ۱ از ۳