خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۵۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما را شب فراق کجا خواب میبردصد خواب را ز گریه ما آب میبرد
۲
داروی جان ما ز لبش ساز گو طبیبزحمت چرا به شربت عناب میبرد
۳
مخمور عشق را به جز آن لب علاج نیستدرد سر خماره می ناب میبرد
۴
سر مینهد به صدق خم ابروی تراهر پارسا که سجده به محراب میبرد
صفحهٔ ۱ از ۲