شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۵۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر قطره خون که از مژه بر روی ما چکدآید دوان دوان که بر آن خاک پا چکد
۲
از غمزه نیش زد به جگر ساحری نگرکونیش بر کجا زد و خون از کجا چکد
۳
آن دم که نیغ فرقت ازوه سازدم جدااز دیده خون چکد از دل جداه چکد
۴
ریزد ستاره روز قیامت عجب مدارروز وداع اشک گره از دید ها چکد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth