خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۵۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هیچ آن دهان شیرین کس را عیان نباشدتو کوزه نباتی زانت دهان نباشد
۲
گیرم که سازم از نوه همچون قلم زبانینام لب تو بردن حد زبان نباشد
۳
بر لوح چهره اشکم خطها کشد به سرخیزینسان محرر آنرا خط روان نباشد
۴
سوزم به آه سینه جانهای دردمندانتا بر در تو جز من کس جان فشان نباشد
صفحهٔ ۱ از ۲