خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۵۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یاد روی تو چو در خاطر ما می گذردوقت ما در همه وقتی به صفا می گذرد
۲
چشم کس محرم سلطان خیال تو چو نیستبسر مردم بیگانه را می گذرد
۳
پشت سودا زدگان سر بسر از غصه دوتاستتا چرا باد بد آن زلف دوتا می گذرد
۴
بر سر کوی تو باید بسر و چشم گذشتمدعی چشم ندارد که به پا می گذرد
صفحهٔ ۱ از ۲