خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۵۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یار اگر چاره گر عاشق بیچاره شودکه ازین در سر خود گیرد و آواره شود
۲
آن جگر گوشه همان شد که من اول گفتمکه چو شوید شکر از شیر جگر خواره شود
۳
دل بصد جرم گرفتار نباید در حشرچون گرفتار غم بار ستمکاره شود
۴
روز وصل از هوس آنکه در آن پا غلطددیدهها را عجب ار فرصت نظاره شود
صفحهٔ ۱ از ۲