خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۵۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بار چندان که جفا جست و دل آزاری کردعاشق خسته وفاجوئی و دلداری کرد
۲
نشنیدم که سگش نیز به فریاد رسیدبیدلی را که بر آن در همه شب زاری کرد
۳
دی در آمد ز درم ناگه و از خجلت آنآفتاب از سوی روزن پس دیواری کرد
۴
گونه عاشق پروانه صفت شمعی شدبسکه در عشق تو شبخیزی و بیداری کرد
صفحهٔ ۱ از ۲