خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۵۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دارم اندک روشنائی در بصربی جمال او ولی فیه النظر
۲
چشم مشتاقی براه انتظارخاک شد وز خون دیده خاک تر
۳
سرخ گردد هر که از هر سو دویداشک ما سرخ از دویدن شد مگر
۴
من شکرها خوردم از شکر لبشراست فرمودند تجزیه من شکر
صفحهٔ ۱ از ۲