خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۵۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عاشق کند مشاهده حق بروی یارباری چنان طلب کن و عشقی چنین بیار
۲
بیچاره غافلان که ندارند درد عشقمشغول گشته اند به تضییع روز گار
۳
گر نیست در درون تو سوزی بسان شمعباری برون ربا بود این اشک را میار
۴
تو جان خود بخود نتوانی نگاهداشتدلدار خود بجوی و روانی بدو سپار
صفحهٔ ۱ از ۲