خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۵۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر قبول نو فتد از من بیدل سیر و زرهر دو پیش تو فرستم مع شنی آخر
۲
شب که مهمان من آیی من درویش ز آهسازم از بهر تو بریان همه مرغان سحر
۳
بس کن ای باد صبه این حرکتهای خنکچند کردن به هوای خود از آن کوی گذر
۴
آنچنان گنج خیال تو غنی ساخت دو چشمکه برفتند بجاروب مزه لعل و گهر
صفحهٔ ۱ از ۲