خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۵۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مگر ترک جفا و بکن جفای دگرکه باشد از تو جفای دگر وفای دگر
۲
بلا فرستی و من باز بسته دل به امیدکه از تو باز رسد بر سرم بلای دگر
۳
سری که داشم انداختم به پای تو حیفکه نیستم سر دیگر برای پای دگر
۴
گدایی از تو همین باشدم که نگذاریکه بر در تو رود غیر من گدای دگر
صفحهٔ ۱ از ۲