خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۶۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رفت عمر و نشد آن شوخ به ما بار هنوزمی کند جور به باران وفادار هنوز
۲
طرفه کاری که رسید از غم او کار به جاننکند زاری ما در دل او کار هنوز
۳
دی در اثنای سخن گفت فلانی سگ ماستهست در گوش من آن لذت گفتار هنوز
۴
من از آن چشم خوش آن روز شدم توبه شکنکه نبود از می و از میکده آثار هنوز
صفحهٔ ۱ از ۲