شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۶۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آنکه ز بی گنه کشی نیست دمی ندامتشبی گنهی که او کشد من بکشم غرامتش
۲
لحظه به لحظه در ستم غمزهٔ او قیامتیمی‌کند و ز کافری نیست غم قیامتش
۳
گو سر زلف او بکش پرده بر آفتاب و مهتا نفتد به خاک ره سایه سرو قامتش
۴
جان که همیشه داشتی دوست تردد و سفردوستی در تو شد داعیة اقامتش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth