شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۶۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل که دلداری ندارد دل نشاید خواندنشنیست عاشق گر نباشد رسم جان افشاندنش
۲
گرچه افتادست بر خاک رهش گلگون اشکتا مجالی هست خواهیم از پی او راندنش
۳
سهل باشد گر کنار ما گرفت از گریه آببر کنار آب چون گل گر توان بنشاندنش
۴
سرو می گویند از آن قامت به حیرت مانده استز آنچه می گویند می ماند به بکجا ماندنش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth