خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۶۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رفتی ز برم عاقبت ای شوخ جفا کیشاز دیده برفتی و نرفتی ز دل ریش
۲
در هجر تو چندانکه بدیدیم ز گریهجز اشک ندیدیم که کاری رود از پیش
۳
گرمی نگذاری که سر زلف تو گیرمبگذار که چون زلف تو گیریم سر خویش
۴
چندان که به گل خاطر بلیل نگرانستدارم به جمالت نگرانی من از آن بیش
صفحهٔ ۱ از ۲