خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۶۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زهی کشیده کمان ابروی تو تا بن گوشدمیده سبزة خطت به گرد چشمه نوش
۲
رخ تو شمع شبستان عشق و ما در تابلب تو چشمه آب حیات و ما در جوش
۳
کنون که شمع جمالت چراغ حسن افروختدگر به طرة مشکین رخ چو ماه مپوش
۴
در آب دیده بدم غرقه دوش تا به میانگذشت در غمت امروز آبم از سر دوش
صفحهٔ ۱ از ۲