شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۶۴۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نشان شیروان دارد سر زلف پریشانشدلیلی روشن است اینکه چراغی زبر دامانش
۲
هر آن شمعی که در مجلس نهی با روی او ساقیچو خود را در میان بیند روان برخیز و بنشانش
۳
دل ریش ار چه راز خود ز جان در پرده می داردنباشد بر تو پوشیده جراحتهای پنهانش
۴
زفات سرو را خواندم فرو گفنا محالست اینتو باری سوسن این معنی چو میدانی فرو خوانش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth