شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۶۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نیستم دسترسی آنکه ببوسم پایشدر برفت وز سر من نرود سودایش
۲
عاشق ار سر دل خویش نیارد به زبانخود گواهی دهد از حال درون سیمایش
۳
حال بیداری شمع از دل رنجور بپرسکه چه آمد به سر از دیده شب پیمایش
۴
شد چنان گرم به رخسار خود آن شمع چگلکه به پروانه دلان نیست دگر بروایش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth