خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۶۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر چشم شوخ نست به عاشق کشی مثلدر حلقها ز دور و تسلسل فند جدل
۲
دل ز آنچه گفت در دهشت هسته جای نطقلیکن چه حاصل است ز علم بلا عمل
۳
با کام پر شکر مگسی انگبین ز دورما بر تو عاشقیم به حمدالله از ازل
۴
عشاق را چو حسن بتان است قبله گاهشرمنده شد چو آن سخنی بود بی حمل
صفحهٔ ۱ از ۲