خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۶۷۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا سرگشته میدارد خیال زهد بی حاصلبیا ساقی و مگذارم درین اندیشه باطل
۲
مرا ناصح به عقل و دین فریبد هر زمان باز آکسی کو عشق می ورزد به دینها کی شود مایل
۳
ملامت گوی بی حاصل که درد ما نمیداندگهم دیوانه می خواند به نادانی گهی عاقل
۴
هنوز آثار بود ما نبود از آب و گل پیداکه در روی پریرویان فرو شد پای ما در گل
صفحهٔ ۱ از ۲