خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۶۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بکش به ناز مرا ای به غمزه آفت مردمکه من به ناز نو خو کرده ام نه ناز و تنعم
۲
چو از دردت به در کعبه رفتم و بنشستمکبوتری ز حرم بانگ برکشید که قم قم
۳
مرا که می رسد از غیب صد لطیفه شیرینچو می رسم به دهان تو می شود سخنم گم
۴
بیار جام خمار اشکنی به جان تو ساقیکه سرگرانم و سوگمد میخورم برخم
صفحهٔ ۱ از ۲