شعر را زندگی کن
خلوتی با کمال خجندی

شمارهٔ ۶۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بگذار تا به گلشن روی تو بگذریمدر باغ وصل از گل روی تو برخوریم
۲
باشد اسیر چشم گدایان پادشاهبردار پرده تا که رخت سیر بنگریم
۳
کوری دیده گو بشکن حور پای مااگر سر بغرف هاش چو طوبی در آوریم
۴
در خلوتی که ثانی اثنین آن صباستخود را ز خیل رابعهم نیز نشمریم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth