خلوتی با کمال خجندی
شمارهٔ ۷۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بی تو نفسی که زنده مانماگر می کشیم سزای آنم
۲
هرگز نبرم زنیغ نو مهرگر کارد رسد به استخوانم
۳
دل را ز لبت چو سازم آگاهبر سوخته نمک فشانم
۴
این سوز درون ز سوختن نیستنا ساختن تو سوخت جانم
صفحهٔ ۱ از ۲